جمله هاي عاشقانه و جملات قشنگ و کوتاه

آن كه آوازي از عشق بر لبان خود دارد ، نه هرگز متولد شده و نه هرگز مي ميرد

اگر مثل گاو گنده باشی، میدوشنت،

اگر مثل خر قوی باشی، بارت می كنند،

اگر مثل اسبدونده باشی، سوارت می شوند...

فقط از فهمیدن تو می ترسند.

علي شريعتي

ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب‌ها: جمله هاي دكتر علي شريعتي, جملات علي شريعتي, جمله هاي عاشقانه غمگين
ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ 16:16 ] [ مهدی ]

[ ]

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست.

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

دكتر علي شريعتي

بقيه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: جمله هاي دكتر علي شريعتي, جملات علي شريعتي, جمله هاي عاشقانه غمگين
ادامه مطلب

[ یکشنبه بیستم مرداد 1392 ] [ 19:38 ] [ مهدی ]

[ ]

وقتي نيستي چنان به توفکرمي کنم
که مغزم به نبودنت پي نمي برد
دكتر علي شريعتي

بقيه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: جمله هاي دكتر علي شريعتي, جملات علي شريعتي, جمله هاي عاشقانه غمگين
ادامه مطلب

[ یکشنبه بیستم مرداد 1392 ] [ 19:4 ] [ مهدی ]

[ ]

خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم
آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که
می توانم تغییر دهم،
بینشی ده تا تفاوت آن دو را بدانم،
و فهمی ده تا متوقع نباشم که دنیا
و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

دکتر علی شریعتی

زِنـــدِگی دَر اَعماقِ عادَت ها


هیج فــَــرقی با مـَـرگ نـَــدارد

تــــو مـُـــردِه ای

فـَـقـَــط مـَـعنای مــَــرگ را نـِمی دانـــی

[ پنجشنبه ششم تیر 1392 ] [ 21:25 ] [ مهدی ]

[ ]

 از انسانها غمی به دل نگیرزیرا خود نیز غمگینند!

زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند!

زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.

پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند

[ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 ] [ 23:36 ] [ مهدی ]

[ ]

از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع
کز صحبت تو ، بوی جنون می آید

[ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 ] [ 19:15 ] [ مهدی ]

[ ]

هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ،

پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند

تو تنها کسی باشی که می خندی .

[ جمعه بیست و دوم آذر 1387 ] [ 12:24 ] [ مهدی ]

[ ]

روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .

((دکتر علی شریعتی))

[ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 19:59 ] [ مهدی ]

[ ]

وقتی که هیچ نداری

وقتی که دست هایت

ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ،

حتی بی هیچ حسرتی ،

دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟

وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟

[ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 10:59 ] [ مهدی ]

[ ]

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هرکسی

به اندازه ی حرف هایی است که برای  نگفتن دارد .

و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن

و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم

و کتابی را  آغاز کنم که نباید نوشت .

(دکتر علی شریعتی))

[ سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ] [ 17:1 ] [ مهدی ]

[ ]

من هرگز از مرگ نمي هراسيده ام  .

عشق به آزادي ، سختي جان دادن را بر من هموار مي سازد .

عشق به آزادي مرا همه عمر در خود گداخته است .

آزادي معبود من است .

به خاطر آزادي هر خطري بي خطر است .

هر دردي بي درد است .

هر زنداني رهايي است .

هر جهادي آسودگي است .

هر مرگي حيات است .

مرا اينچنين پرورده اند من اينچنينم .

پس چرا از فردا مي ترسم .

 من تنهايي را از آزادي بيشتر دوست دارم!

))دکتر علي شريعتي((

[ سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ] [ 16:16 ] [ مهدی ]

[ ]

 چه دشوار شده است دم زدن !

در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است

و ...

" صدای هر گامی غم !

غم !"

((دکتر علی شریعتی))

[ دوشنبه هجدهم آذر 1387 ] [ 16:14 ] [ مهدی ]

[ ]

 وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .

وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

وقتی او تمام شد من آغاز شدم .

و چه سخت است .

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است ،

مثل تنها مردن !

((دکتر علی شریعتی))

[ دوشنبه هجدهم آذر 1387 ] [ 13:57 ] [ مهدی ]

[ ]

 کسانی که خود بسیارند ،

نیازی به هم وطن ندارند .

کسانی که خود آزادند ،

از زندان به ستوه نمی آیند .

آدم های اندکند

که به ازدحام محتاجند .

((دکتر علی شریعتی))

[ دوشنبه هجدهم آذر 1387 ] [ 13:13 ] [ مهدی ]

[ ]

 نه ، من هرگز نمی نالم .

قرن ها نالیدن بس است .

می خواهم فریاد کنم .

اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .

خاموش مردن بهتر از نالیدن است .

((دکتر علی شریعتی))

[ یکشنبه هفدهم آذر 1387 ] [ 17:35 ] [ مهدی ]

[ ]

 آفتاب من نه در مشرق است نه در مغرب. در مشرق نیست؛زیرا سالهاست که از طلوعش گذشته است. از افق دور شده است. به اوج آسمان آمده است. در مغرب نیز نیست. او اهل غروب نیست. او خورشید بی غروب من است.

 

فداکاری را همواره باید پنهان داشت؛ نه تنها از دیگری، بلکه از خود، تا خود هم آن را به یاد نیاوری، به آن نیندیشی.

 

من شکست نمی خورم. ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند.

((دکتر علی شریعتی))

[ جمعه سوم آبان 1387 ] [ 10:27 ] [ مهدی ]

[ ]

دلی که از بی کسی غمگین است،

هر کسی را می تواند تحمل کند،

هیچ کس بد نیست.

دلی که در بی اویی مانده است،

برق هر نگاهی جانش را می خراشد.

((دکتر علی شریعتی))

[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ] [ 18:50 ] [ مهدی ]

[ ]

 

هیچ گاه كسي را دوست نداشته باش، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون مي كشاند هر گاه کسی را دوست داشتي رهايش كن. اگر به سویت باز نگشت بدان كه از اول هم مال تو نبوده است.

 

[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ] [ 23:47 ] [ مهدی ]

[ ]

انسان به میزان بر خورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست

بلکه درست به خاطر نیازهایی که در خویش احساس میکند انسان است

 

هر کسی به میزانی انسان تر است

که نیازهای کامل تر ومتعال تر و متکامل تر دارد

ادم های اندک نیاز های اندک دارند

ادم های بزرگ نیازهای بزرگ 

 

باید انسان بودن پاک بودن مسئول بودن

و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن 

وظیفه باشد

بالاتر از ان صفت ادمی باشد

باز هم بالاتر

وجود ادمی باشد

[ سه شنبه هفتم خرداد 1387 ] [ 16:6 ] [ مهدی ]

[ ]

اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.

[ شنبه چهارم خرداد 1387 ] [ 14:12 ] [ مهدی ]

[ ]

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند

[ شنبه چهارم خرداد 1387 ] [ 14:9 ] [ مهدی ]

[ ]

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

[ پنجشنبه دوم خرداد 1387 ] [ 16:24 ] [ مهدی ]

[ ]

اگر تنهاترین تنها شوم
باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است

[ پنجشنبه دوم خرداد 1387 ] [ 10:24 ] [ مهدی ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،